سهراب ی تر

سهراب ی تر

سهراب ی تر - شرح اشعار سهراب سپهری
سهراب ی تر

سهراب ی تر

سهراب ی تر - شرح اشعار سهراب سپهری

ما هیچ ما نگاه: اینجا پرنده بود 2

من پس از رفتن تو لب شط

بانگ تند پاهای عطش را

می‌شنیدم.


1. معنی لغوی شط به طور کلی یعنی منبعی از آب مثل دریاچه، رودخانه، برکه و... (لغت‌نامه‌)

2. اما در زمین شناسی شط به برکه آب شور در مغرب (کشورهای غربی-مرکزی آفریقا مثل مراکش، الجزیره، لیبی و...) گفته میشه.


ضمیر «تو» به «پرنده» اشاره داره که در ادامه شعر میگه «ای پرنده...».

«عطش» مجاز از خواهش و میل شدید هستش که اینجا با صفت «تند» هم ترکیب میشه و تاکید بر شدت میل و خواسته داره.


اگه اینجا شط رو با معنای لغوی اون در نظر بگیریم شرح شعر به این صورت در میاد که:

تو یعنی پرنده لب شط آب نوشیدی و پرواز کردی و رفتی ولی در آینده باز تشنه خواهی شد و عطش تو رو به اینجا بازمیگردونه تا بازهم آب بنوشی. من این عطش رو که در آینده رخ خواهد داد، پس از بلند شدن تو از لب شط مشاهده کردم. و اینکه میگه بانگ پا رو میشنیدم یعنی از بازگشتن تو به اینجا برای رفع عطش آگاه بودم.


با در نظر گرفتن معنای دوم شط که برگرفته از زمین شناسی هستش شرح شعر به این صورت میشه که:

دو نکته اساسی در این حالت داریم. اول اینکه آب شط از طریق بارش‌های گهگاهی تامین میشه و نه بوسیله یک منبع مستمر مثل رودخانه. فلذا آب شط که آب بارانه مجاز میشه از یک منبع ورازمینی مثل الهامات.

دوم اینکه آب شط شور هستش و میدونیم که نوشیدن آب شور باعث افزایش عطش میشه. 

پس میتونیم بگیم که این قطعه شعر میگه: این حقیقت بر من آشکار هستش که بعد از اینکه لب شط آب نوشیدی و رفتی من آگاه بودم از اینکه عطش تو افزایش پیدا خواهد کرد (چون آب شور نوشیدی).

نکته بسیار زیبا اینه که میگه صدای پا رو میشنیدم به این معنی که مشاهده میکردم که باز خواهی گشت. و این بازگشتن هیچ انتهایی نداره تو همیشه بازخواهی گشت چون این آب شوره و هر چقدر بیشتر بنوشی عطش تو تندتر خواهد شد و مراجعه تو به شط بیشتر خواهد شد.

نمونه دیگه‌ای از این کاربرد از شوری رو در جای دیگه و در شعر «سوره تماشا» می‌تونیم پیدا کنیم که میگه «هر که در حافظه چوب ببیند باغی، صورتش در وزش بیشه شور ابدی خواهد ماند». در این قطعه شعر «باغ» مجاز از بهشت و جایی هستش که آدم از آنجا رانده شده (من ملک بودم و فردوس برین جایم بود - آدم آورد در این دیر خراب آبادم). به این معنی که اگه کسی در ضمیر خود (حافظه چوب) جایگاهش رو در بهشت ببینه همیشه متمایل به و متاثر از این نگاه خواهد ماند.

اینجا شوری به آب شط که از آب باران که در حقیقت منبع اصلی آب حیات بخش هستش اشاره داره و مجاز میشه از یک منبع غذای روح. این ترکیب معنایی استثنایی است! شرح اون هم مشابه قطعه شعر «سوره تماشا» هستش:

پس از اینکه به ضمیر خودت رجوع کردی و از شط درون سیراب شدی من میدیدم که چطور عطش دریافت الهام درونی تو رو به سر زدن به ضمیرت بازخواهد گرداند.


آب شور شط همون شراب در شعر حافظ هستش که همیشه طلب یک پیاله دیگه میکنه و اون رو دوای هر دردی، راه حل هر مشکلی، پاک کننده هر پلیدی و در یک کلام اون رو نوش‌دارو میدونه.

ساقی بیار آبی از چشمه خرابات - تا خرقه‌ها بشوییم از عجب خانقاهی.

به می عمارت دل کن که این جهان خراب...

ساقی به «نور» باده بیافروز جام ما... (جام مجاز از جهان‌بینی ماست).

ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم...

و...

ما هیچ ما نگاه: اینجا پرنده بود 1

من وارث نقش فرش زمینم

و همه انحناهای این حوضخانه

شکل آن کاسه مس

همسفر بوده با من


نقش فرش زمین به تمام چیزی که روی زمین یافت میشه اطلاق پیدا میکنه

حوضخانه قسمتی از ساختمانه که وسطش یه حوض آب داره و سقف بسیار بلندی داره همچنین درها طوری تعبیه شدن که هوا به خوبی جریان پیدا کنه

حوضخانه اساسا در معماری نواحی گرم تعبیه میشد و مورد استفادش هم بیشتر در ایام گرم بود چرا که به دلیل جریان هوا و سقف بلند و آب حوض این سازه هوای خنکی بوجود میاره به همین دلیل در بعضی از نواحی به این سازه میگن تابستان خانه.

منظور از انحناهای حوضخانه تمام معماری حوضخانه هستش اعم از شکل کلی سازه که اغلب هشت ضعلی هستش تا شکل درها و پنجره‌ها و سقف که به اغلب به صورت مخروطی هست و...


در ادامه میگه این معماری حوضخانه که یک تکنولوژی برای مقابله با گرماست و شکل کاسه مس که میتونیم هم جنس مسی بودنش و هم شکل هندسیش رو مدنظر داشته باشیم هم با «من» یعنی «آدم» همسفر بودن و هم من یعنی «آدم» وارث اینها هستم یعنی دارم فناوری بشر رو به ارث میبرم و استفاده میکنم.

ارث بردنش که ساده است وقتی من دارم از این فناوری‌ها استفاده میکنم یعنی اینکه تمام علم بشر از ابتدای خلقت تا حالا به من رسیده تا ازش بهره ببرم. یه نکته داره اینکه از «این» و «آن» استفاده کرده که در جاهای دیگه هم نمونه داره مثلا:لای «این» شب‌بوها، پای «آن» کاج بلند؛ به معنی تمام چیزهاست. از این تا آن.


همسفر بودن این فناوری‌ها با «من» به معنی اینه که همینطور که منِ بدوی (آدم از بدو خلقت) در طی هزاران سال تغییر کردم، در حقیقت از خاستگاهم سفر کرده‌ام به سمت خواستگاهم (که البته هنوز نرسیده‌ام) فناوری هم با من سفر کرده.

هم اینکه فناوری با من همسفر بوده و هم اینکه من الان در حال حاضر وارث همه دستاورد تاریخ بشریت هستم.